الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

178

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

احتمال دشنام در آن است ، تعزير و تأديب مىشود تا ديگر از اهل ايمان بدگويى نكند . هر كلامى كه مايهء ايذا و آزار مسلمانان شود واجب است گويندهء آن تعزير گردد . « 1 » 2 . سلّار بن عبد العزيز : دشنام و نسبت گمراهى يا يكى از معصيت‌هاى الهى به ديگرى دادن يا با لقب زشت خواندن افراد ، مرد باشد يا زن يا بچه ، موجب تعزير و تأديب مىشود . « 2 » 3 . ابن برّاج : اگر به ديگرى بگويد : اى كافر ! در حالى كه او ظاهرا مسلمان است ، مورد ضرب دردناك قرار مىگيرد . . . و اگر ديگرى را با كلامى كه احتمال دشنام مىرود ، خطاب كند تأديب و تعزير مىشود تا با اهل ايمان برخورد بد نكند و هرگاه او را با يكى از بلاهاى الهى مانند پيسى ، جذام ، كورى ، جنون و مشابه اين‌ها سرزنش كند يا يكى از گرفتارىهاى مخفى او را آشكار سازد ، لازم است تأديب شود مگر اينكه مخاطب او فردى گمراه و كافر باشد . هر لفظى كه انسان با آن ديگر مسلمانان را ايذا و آزار رساند واجب است گويندهء آن تعزير شود . « 3 » آراى ديگر مذاهب 1 . از ابن شبه : حديث كرد ما را صلت بن مسعود ، گفت : حديث كرد ما را احمد بن شبويه از سليمان بن صالح ، از عبد اللّه بن مبارك ، از عبد العزيز بن ابى سلمه : عمر ، حطيئه را حبس كرد . « 4 » 2 . همو : زبرقان رفت تا زكات قومش را براى عمر ببرد . در راه ، حطيئه را ديد كه همراه اهل و عيالش براى فرار از قحطى و خشك‌سالى عازم عراق است . زبرقان « 5 » به او نشانه‌اى داد و گفت : به عنوان مهمان او ، پيش طايفهء زبرقان برود تا او برگردد ؛ و حطيئه

--> ( 1 ) . نهايه ، ص 729 . ( 2 ) . مراسم ، ص 256 . ( 3 ) . مهذّب البارع ، ج 2 ، ص 551 . ( 4 ) . تاريخ المدينه ، ج 1 ، ص 526 و ج 2 ، ص 785 ؛ اقضية رسول اللّه ، ص 8 ؛ كنز العمّال ، ج 3 ، ص 843 ، ح 8919 و ص 845 ، ح 8921 . ( 5 ) . يكى از بزرگان جاهليت و داراى منزلت فراوان در اسلام بود . پيامبر او را مسئول جمع‌آورى زكات قوم خودش ، بنى عوف كرد . نك : تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 437 ؛ اسد الغابه ، ج 2 ، ص 194 ؛ اغانى ، ج 2 ، ص 43 ؛ فوات الوفيات ، ج 1 ، ص 99 ؛ تاريخ المدينه ، ج 2 ، ص 526 ؛ مامقانى گفته است : ولى من دقيقا به احوال او آگاه نشدم .